تبليغاتX
مکاشفاتِ خطرناکِ ذهن سه عدد بانو
روی دریای خون یه قایقه...
وقتی یه سـ.کـ.س خوب داری، مخصوصن وقتی برای بار اول گرمای بدن کسی که دوستش داریو کاملن توی بدنت حس می کنی و مخصوصن وقتی می گه: اوه! خون! و دست می بره سمت جعبهء دستمال کاغذی تا به رختخوابش گند نخوره یه حس خیلی عجیب دوگانه داری! نمی دونم چطوری بگم. ترس، درد و سوزش، سنگینی وزنش روی زانوهات که با سـ.ینـ.ـه هاش تماس دارن... ؛ یعنی می خوام بگم موقعیت مزحکیه در کل، می مونی سر دو راهی که بخندی یا گریه کنی.
مرسی برای بوسه های بعدش.

پینوشته: بله! می دونم مضحک درسته!

نویسنده: آناهیتای مقدس